خبرگزاری مهر، گروه استانها – مطهره میرزایی: دوران نوجوانی فصل گذار و دگرگونیهای همهجانبهای است که در آن، میل به استقلال و کشف ناشناختهها به اوج میرسد. اگرچه این کنجکاوی بخشی از مسیر هویتیابی است، اما زمانی که به رفتارهای پرخطر بدل شود، هشداردهنده خواهد بود؛ چرا که نوجوانان با نوعی نگاه آرمانگرایانه، خود را در برابر پیامدهای تلخی چون اعتیاد یا آسیبهای جسمی مصون پنداشته و تصور میکنند خطر همواره فرسنگها از آنها دور است.
این رفتارهای ناهنجار نه تنها سلامت روان و تعاملات اجتماعی نوجوان را مخدوش میکنند، بلکه به مثابه یک مسیر لغزنده عمل میکنند. به عبارت دیگر،درگیر شدن در یک فعالیت پرخطر میتواند به سادگی دریچهای برای ورود به سایر آسیبها باشد و فرد را در چرخهای از رفتارهای مخرب گرفتار سازد که بازگشت از آن به مراتب دشوارتر خواهد بود.
رفتارهای پرخطر و رسانههای پرهیاهو؛ تربیتی که آرام و بیصدا منحرف میشود
طیب ملکپور، کارشناس حوزه تعلیم و تربیت در گفتوگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: رفتارهایی که از هنجار، قاعده و عرف عدول کرده و باعث آسیب و نگرانی میشود بهعنوان رفتار پر خطر تعریف میشود.
وی افزود: قطعا با توجه به تغییر الگو، ایجاد واسطههای تربیتی، تغییر ذائقه، پسند بچهها و درنهایت تغییر رفتار آنها با جهانی کاملا متفاوت مواجه هستیم و این تغییر دلایل متعددی چون رسانه، خانواده، گروه همسالان، مطالبه کودکان و نوجوانان دارد و تحت تأثیر همین عوامل با جهان متفاوت و متغییر روبرو هستیم.
این کارشناس تصریح کرد: رسانه در قالب صحنههای هیجان انگیز، تحریک تهییج، جریان سازی و آموزش را برعهده دارد و خانواده بستر شکنندگی، انفجار، عدم تاب آوری و پرخاش را آماده می کند؛ گروه همسالان نیز از هیجان، انفجار و خطر و ریسک استقبال می کند، جامعه هم از آن به عنوان اتفاق متفاوت یاد کرده و در صدر اخبار نقل میکند.
وی افزود: دانش آموز کم تجربه، کم طاقت پرهیجان، تربیت نشده، شکننده و یا تربیت شده رسانه، زود باور و شیفته دیده شدن با تحریک یا جو گیر شدن دست به کارخطرناک و دور از ذهن میزند و این اتفاق متاسفانه افزایش داشته است.
ملک پور تصریح کرد: بسیاری از نوجوانان تعریفی از کار بد و خوب ندارند و این تعریف فرا تربیتی و خارج از عرف در رسانه وگروه همسالان برایشان معنا شده و در چهارچوب تربیت خانواده و مدرسه جا نمیگیرد و لازم است در کنار مفاهیم استاندارد و درست تربیتی موجود در مدرسه و خانواده واسطههای پر قدرت تربیتی مثل رسانهها تربیت خاموش را برعهده دارند و به صورت بسیار آرام وعمیق روی نسل نوجوان و جوان تأثیر میگذارند و آنها را با خود همراه میکنند و از مسیر صلاح و درستی فاصله میدهند.

مربیان و خانوادهها رسانه را بشناسند
این کارشناس تاکید کرد: مربیان، معلمان و خانوادهها ابتدا باید این زمانه و میدان گسترده یا به تعبیر دیگر میدان جنگ نرم و همچنین ابزار اصلی این جنگ یعنی رسانه را بشناسند و با تسلط بر رسانه وابعاد تأثیر آن به سراغ استفاده درست از آن رفته و با همین ابزار با دشمن مقابله کنند و به تربیت درست این فرزندان باهمین ابزار که برای نسل آینده جذاب و اثر گذار است مشغول شوند و آنها را هدایت کنند.
وی گفت: قطعا هدف گذاری و هم افزایی خانه و مدرسه و عدم تناقض این دو نهاد تأثیر گذار در برخورد و نحوه استفاده از رسانه و مقابله با خطرات آن آسیبها را کم و نتایج تربیتی را زیاد میکند و فرصت استفاده واسطههای نادرست را کم میکند.
وی با تاکید براینکه درسی بعنوان سواد رسانه در مدرسه تدریس میشود عنوان کرد: ظاهرا درسی با عنوان سواد رسانه در مدرسه تدریس میشود اما میزان تأثیر این درس با حجم تخریب و تاثیر منفی قابل مقایسه نیست، آموزش پرورش نه تنها مدیریتی در مقابله با آن ندارد بلکه با عدم کنترل درست و سردرگمی دانش آموزان در رابطه با قوانین مرتبط با رسانه و تلفن همراه به آسیبهای آن افزوده است و بنظر میرسد مدرسه محل تلاقی و میدان برخورد اثرات ناهنجار تربیتی رسانه از خارج مدرسه است.
ملکپور ابراز کرد: آموزش، اطلاع رسانی، طرح شرایط و خطرات مرتبط به معلمان، اولیا، دانش آموزان و همچنین نحوه مقابله و مقاوم سازی در مقابله با آن، کنترل همراهی و همدردی با افرادی که در معرض آن هستند حجم وسعت آن را کم میکند و باتوجه به اینکه فضا و دنیا مجازی را بزرگتر و اثر گذارتر از دنیای واقعی میدانند حتما باید تمهید بیشتری برای آن درنظر گرفت که اگر چنین نشود و طوفان این موضوع بنیاد، اصل و اساس زندگی و دانشآموزان را تحت شعاع قرار داده و نابود میکند.
وی یادآور شد: رویکرد تربیتی بهروز و امروزی بنابر احتیاج و شرایط امروز نوجوان قطعا در دانشآموزان اثر گذار خواهد بود؛ باید اولیا و معلمان امروزی انسانهای فرهیخته، مطلع و مسلط به شناخت تکنولوژی باشند و از محتوا تعاریف مناسب و دقیق تربیتی روز استفاده کنند.
این کارشناس در پایان صحبت هایش گفت: درتربیت، ابتدا باید دنبال فهم تربیت، شناخت مخاطب و شناخت رسانه باشیم بعداز آن باتوجه به شناخت میدان دنبال تولید یا جمع آوری محتوای جذاب و اثرگذار رفته و مانند پزشک و طبیب دوار مخاطب را تحت پرورش قرار دهیم.
رفتارهای پرخطر در کمین ذهن جوان! زنگ خطر اعتیاد، افسردگی و انزوا
رویا، درویش پیشه پزشک و مشاور روانشناسی تربیتی در گفتوگو با خبرنگار مهر اظهار: رفتارهای پرخطر از نگاه روانشناسان و جامعهشناسان، به هر نوع رفتاری گفته میشود که سلامت انسان را از دو بعد جسمانی و روانی در معرض خطر قرار دهد؛ این رفتارها اغلب تکاندهنده، آسیبزننده و گاه به صورت خودآزاری یا رفتارهای خشونتآمیز نمود مییابند و هم فرد و هم دیگران را متأثر میسازند. شدت و ضعف این رفتارها قابل سنجش است و تأثیر آن بر ابعاد رفتاری و روانی انسان ملموس و قابل مشاهده میباشد.
وی افزود: فضای مجازی یکی از بسترهای جدیدی است که در شکلگیری رفتارهای پرخطر نقش دارد. نبود سواد رسانهای و تفکر انتقادی میتواند فرصت تعامل و یادگیری را به تهدیدی جدی تبدیل کند؛ چنانکه شبکههای اجتماعی در صورت استفاده نادرست، زمینهساز انزوا، وابستگی و آسیبهای روانی میشوند.
اعتیاد به اینترنت نوعی بیماری روانی محسوب میگردد
این استاد دانشگاه تصریح کرد: اعتیاد به اینترنت یکی از مهمترین آسیبهای ناشی از فضای مجازی است و نوعی بیماری روانی محسوب میگردد. استفاده افراطی از رسانه، علاوه بر دوری از جمعهای حقیقی، باعث کاهش مسئولیتپذیری و بروز مشکلات اجتماعی میشود و در واقع، فضای مجازی بدون آموزش مناسب سواد رسانه، میتواند ذهن و رفتار افراد را بهویژه نوجوانان دچار تحریف و آسیب کند.
وی ادامه داد: سلامت روان به معنا توانایی تفکر صحیح، تنظیم احساسات و کنترل رفتار فردی است. فضای مجازی به دلیل ویژگیهای «لامکانی» و «لازمانی»، دسترسی دائمی را برای کاربران فراهم کرده است؛ اما این دسترسی اگر بدون جهتگیری درست باشد، روان فرد را تهدید میکند.

این روانشناس ابراز کرد: در دوران نوجوانی که دورهای حساس و پرتحول است، خطر تأثیرگذاری منفی فضای مجازی بیشتر میشود. نوجوان برای حفظ سلامت روان خود باید توانایی پذیرش شکست، صداقت در رفتار و قدرت «نه» گفتن را در خود تقویت کند تا در مسیر رشد و سازگاری اجتماعی قرار گیرد.
وی با تاکید براینکه رفتارهای پرخطر در نوجوانی ارتباط مستقیمی با افسردگی دارند عنوان کرد: نوجوانان در این سن با تحولات جسمی و روحی متعددی روبهرو هستند و اگر بهداشت روان آنان تأمین نشود، زمینه بروز افسردگی فراهم میشود و بهداشت روان شامل رفاه ذهنی، احساس خودتوانمندی، درک همبستگی اجتماعی و شناخت استعدادهای درونی فرد است و عدم درمان افسردگی در نوجوانان میتواند به پیامدهایی چون خشونت و احساس حقارت منجر شود و سلامت آیندهی آنان را تهدید کند.
درویش پیشه خاطر نشان کرد: برخورد با نوجوانان درگیر رفتارهای پرخطر نیازمند آگاهی، صبر و تخصص است و والدین باید از راهبردهای تربیتی درست و از دانش روانشناسی بهره گیرند، زیرا تربیت نادرست میتواند به آسیبهای جبرانناپذیر منجر شود و حضور فعال روانشناسان و مشاوران در کنار خانوادهها، آموزش مهارتهای اجتماعی، تقویت تابآوری و راهنماییهای گروهی و فردی میتواند تا حد زیادی از بروز آسیبهای رفتاری و روانی پیشگیری کند.
وی در پایان صحبت هایش یادآور شد: تحقیقات نشان میدهد که همکاری مستمر میان خانواده، روانشناس و نهادهای آموزشی موجب افزایش سلامت روانی و اجتماعی نوجوانان و کاهش نرخ آسیبهای فردی و اجتماعی خواهد شد.
مدرسه و خانواده، دو بال پیشگیری از سقوط نسل آینده
هادی طاهرخانی، رئیس اداره مشاور آموزش و پرورش در گفتوگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: در سالهای اخیر، آمار بروز آسیبهای اجتماعی در سطح جهان رو به افزایش است و طبیعتاً کشور ما نیز از این روند جهانی مستثنا نیست. با این حال، میتوان گفت که ماهیت این آسیبها در جامعه ما پیچیدهتر شده است؛ پیچیدگیای که در شناخت، تشخیص و حتی درمان مؤثر آنها نمود پیدا میکند.
وی افزود: در واقع، اگرچه مسئله آسیبهای اجتماعی به صورت کلی افزایش یافته، اما در جوامعی چون ایران که دارای بافت فرهنگی و زیرساختهای اجتماعی متفاوتی همچون خانواده و هویت ایرانی ـ اسلامی هستند، این چالشها شکل خاصتری به خود گرفتهاند و شناخت دقیق آنها دشوارتر شده است.
این مسئول تاکید کرد: در زمینه رفتارهای پرخطر در میان دانشآموزان، بهویژه در مقاطع ابتدایی، خانوادهها نقشی کلیدی دارند؛ میزان دسترسی فرزندان به فضای مجازی سالم و امن، نیازمند نظارت، هدایت و حضور آگاهانه والدین است.
وی عنوان کرد: سبک زندگی امروز که بهشدت تحت تأثیر فضاهای رسانهمحور قرار دارد که باعث الگوسازی نادرست در ذهن کودکان و نوجوانان شده است و نمونه بارز آن شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام است که با ارائه الگوهای غیرواقعی و گاه ناسالم، موجب شکلگیری نگرشهای غلط در روابط خانوادگی و اجتماعی میشود.
طاهرخانی یادآور شد: الگوریتمهای این شبکهها نیز با تقویت محتوای جذاب اما آسیبزا، بر شدت این تأثیرات میافزایند بنابراین، آموزش والدین در زمینه مدیریت ارتباط با فرزندان و نظارت سازنده در فضای مجازی، ضرورتی انکارناپذیر است.
وی در ادامه مطرح کرد: از سوی دیگر، نقش نهادهای فرهنگی، رسانهها، هنر و آموزش و پرورش در کنترل و کاهش این آسیبها بسیار مهم است. نظام مراقبت اجتماعی از دانشآموزان تحت عنوان طرح «نماد» که با مشارکت ۱۷ دستگاه مختلف در حال اجرا است، نمونهای بارز از تلاش هماهنگ برای پیشگیری، شناسایی و حمایت از دانشآموزان آسیبدیده محسوب میشود؛ هرچند آموزش و پرورش به تنهایی قادر به حل تمام این معضلات نیست، اما به عنوان محور اصلی در فرایند شناسایی، آموزش و هماهنگی با سایر دستگاهها نقشی مؤثر دارد.
این مسئول تصریح کرد: در این میان، رسانه و هنر جایگاهی ویژه دارند، متأسفانه برخی محصولات هنری و سریالهای خانگی با ارائه الگوهای نادرست از روابط و سبک زندگی، موجب گسترش نگرشهای آسیبزا در میان نوجوانان، بهویژه دختران، میشوند.
وی بیان کرد: الگوسازیهای غلط در قالب مفاهیم فریبندهای چون «ارتباط صحیح» یا «آزادی در انتخاب» در واقع آموزشهای اشتباهی هستند که میتوانند بر رفتار و شخصیت دانشآموزان تأثیر مخربی بگذارند. لازم است دستگاههای فرهنگی و هنری کشور، بهویژه سازمانهای مرتبط با تولیدات رسانهای، در این زمینه مسئولانهتر عمل کنند و با ارائه محتوای هدفمند و آموزنده نسبت به اصلاح این رویهها اقدام نمایند.
این مسئول تاکید کرد: آموزش و پرورش نیز با اجرای برنامههای هنری و فرهنگی متنوع، همچون گروههای سرود، نمایشهای دانشآموزی، مسابقات فرهنگی و فعالیتهای خلاقانه تلاش دارد تا در مسیر گفتمانسازی و پیشگیری از آسیبها قدم بردارد. این برنامهها میتوانند اثرات مثبتی در شکلگیری هویت سالم و تقویت روحیه جمعی دانشآموزان داشته باشند.
وی تشریح کرد: اما نقش خانواده همچنان اساسیترین است. تعامل و گفتوگوی مؤثر میان والدین و فرزندان، پایه و اساس پیشگیری از بسیاری آسیبها به شمار میآید. آموزش مهارتهای ارتباطی به والدین، تحت عنوان «توانمندسازی اولیا»، باید به یک اولویت جدی در برنامههای تربیتی تبدیل شود.
طاهرخانی ابراز کرد: مهمترین رکن روابط سالم در خانواده، «گوش دادن فعال» است؛ یعنی شنیدن واقعی حرفهای فرزند بدون قضاوت یا عجله در پاسخ. عدم وجود ارتباط مؤثر میان والدین و دانشآموز باعث ایجاد فاصله و گاه گسست عاطفی شده و در نهایت کودک یا نوجوان را در معرض خطر و دلسپاری به محیطهایی تاریک و نابسامان قرار میدهد.
وی در پایان گفت: بنابراین، آموزش، مراقبت، و توانمندسازی خانوادهها در کنار فعالیتهای فرهنگی و هنری نهادهای مسئول، کلید اصلی کاهش آسیبهای اجتماعی در میان دانشآموزان است. پیشگیری از این آسیبها، مهمتر و مؤثرتر از درمان آنهاست، و تحقق آن تنها زمانی ممکن میشود که خانواده، مدرسه، رسانه و جامعه فرهنگی در یک مسیر مشترک و همافزا حرکت کنند.
تهدید اصلی در تغییر الگو، ذائقه و جهان کاملاً متفاوت نوجوانان ریشه دارد که تحت تأثیر واسطههای تربیتی قدرتمندی چون رسانهها شکل گرفته است. این رسانهها، که صحنههای هیجانانگیز را به عنوان جریانساز و آموزشدهنده عرضه میکنند، زمینه را برای شکلگیری رفتارهای پرخطر فراهم میسازند؛ رفتارهایی که از عرف و هنجار عدول کرده و سلامت جسم و روان دانشآموزان را تهدید میکنند. این وضعیت، مدرسه را به میدان تلاقی اثرات ناهنجار تربیتی خارج از مدرسه تبدیل کرده است، به گونهای که تأثیر منفی و مخرب آنها با حجم کم «سواد رسانه» تدریسی در مدرسه قابل مقایسه نیست.
راهکار اساسی برای مقابله با این چالشها، همافزایی خانه و مدرسه و شناخت دقیق میدان است. در حالی که آموزش و پرورش وظیفه شناسایی و هماهنگی را دارد، اساسیترین نقش متعلق به خانواده است که باید از طریق «گوش دادن فعال» و توانمندسازی اولیا، بستر شکنندگی و عدم تابآوری را کاهش دهد.
مربیان و معلمان نیز باید با تسلط بر ابزار اصلی جنگ نرم، یعنی رسانه و استفاده از رویکرد تربیتی بهروز و امروزی، به صورت آرام و عمیق بر نسل جوان تأثیر گذاشته و آنها را تحت پرورش قرار دهند، چرا که پیشگیری مؤثرتر از درمان تلقی میشود.
میهن سلامت مجله پزشکی و سلامت میهن سلامت